دانشگاه کارآفرینی چیست و چگونه بزرگترین مشکلات جهان را برطرف می کند؟

بسیاری از افراد حاضر در آموزش عالی که معتقد هستند که دانشگاه ها کلید اصلی انتقال اقتصاد یک کشور به حالتی مساعد و مطلوب هستند . برخی از شرکت های معتبر در دانشگاه ها سرمایه گذاری میکنند . جهت کسب اطلاعات بیشتر باما همراه باشید .

اما قبل از اینکه بخواهیم دانشگاه کارآفرینی را تعریف کنیم ، بگذارید چند نکته را با هم مرور کنیم.

دانشگاه یک مرکز آموزش خصوصی نیست که در آن راجع به نحوه شروع یا اجرای یک فعالیت تجاری تدریس شود. راهنما های مختلفی از قبیل انواع آموزشهای آنلاین ، سمینارها ، مقالات ، کتاب ها و وب سایت های منتسب به “چگونه” (How to) به وفور یافت می شوند و برای راهنمایی و کسب اطلاعات صاحبان استارتاپ ها و کسب و کار های مختلف بسیار عالی عمل می کنند. اما به همین دلیل ما به دانشگاه های تحقیقاتی عالی نیاز نداریم.

دانشگاه های تحقیقاتی ، جوامع یادگیری بی نظیری هستند که طی صدها سال تکامل یافته اند. آنها موسسات فرهنگی مهمی هستند که نباید تغییر پیدا کنند. در حقیقت ، بسیاری از سنت ها و روش های انجام کارهایی که بخشی از فرهنگ دانشگاه هستند ، این وظیفه را بر عهده دارد که موتور نوآوری را در ذهن دانشجو ها راه بیاندازند.

Getting Started As An Entrepreneur: Launching A Business While Still Employed

دانشگاه های کارآفرین خط مونتاژ ایجاد شرکت های جدید نیستند. تحقیقات موثر با هدف حل کردن مشکلات پیچیده ، منجر به آینده روشن در حوزه هایی که در آنها تحقیق شده است ، میشود و این میتواند در قالب ایجاد یک شرکت جدید یا افزودن نیرو به شرکت های موجود انجام شود. قسمت های سخت کار در محیط خارج از دانشگاه و در یک ساختار و شرایطی متفاوت تر در یک شرکت نوپا و استارتاپی انجام می شود.

دانشگاه های کارآفرین مسئول توسعه اقتصادی نیستند. تعداد کمی از آکادمی ها در زمینه جذب صنعت جدید ، ایجاد مراکز فناوری یا احیای صنایع قدیمی فعالیت میکنند. چنین مسئله ای به این معنا نیست که نوآوری در دانشگاه های تحقیقاتی منجر به توسعه اقتصادی در صنایع جدید و بروز شدن صنایع قدیمی نخواهد شد. در بیشتر موارد کار هایی مانند ایجاد شرکت توسط افراد غیر دانشگاهی انجام می شود و خارج از دانشگاه انجام می شود.

چنین تفکری درست نیست که یک دانشگاه برای تبدیل دانشجویان ساده به افراد کارآفرین  با از بین بردن سنت هایی که قرن ها طول کشیده است تا کامل شود و یا جایگزینی تخصص ها به هدف مد نظر خود برسد.

یک دانشگاه کارآفرین باید دارای خصوصیات زیر باشد:

هنرهای لیبرال به نوآوری های آمریکایی دامن زده است. بزرگترین عامل تمایز بین آموزش عالی بین المللی با ایالات متحده در وسعت یادگیری است. اکنون دانشگاه های سراسر جهان در تلاشند تا الگوی هنرهای لیبرال ایالات متحده را به کار بگیرند. نوآوری که قرار است با مشکلات عمده جهان روبرو شود ، نیاز به درک شرایط و روابط انسانی دارد که دیدگاههای مختلفی را روی میز می آورد واین قسمت نیاز به یک انتخاب عاقلانه دارد. مطالعه علوم انسانی و اجتماعی برای مهارت ها و جهان بینی مورد نیاز کارآفرینان موفق در همه بخش ها بسیار مهم است.

Getting started as a Ryerson entrepreneur - News and Events - Ryerson University

یک کارآفرین خلاق در مشکلات بزرگ رشد می کند. با داشتن منابع مالی و معنوی گسترده ، انتظارات زیاد از سرمایه گذاران و نسلی از دانشجویان متعهد به ایجاد تغییر در جهان ، دانشگاه های کارآفرین به طور طبیعی به سمت مشکلات بزرگ و پیچیده اجتماعی تغییر جهت میدهند و سعی در حل آن مشکلات میکنند که در این مسیر کل جامعه را به خود جذب میکنند. ذهن یک کارآفرین به مشکلات بزرگ و مختلف به عنوان فرصت نگاه می کند و راه حل های خود را جذاب نشان میدهد. چنین تمرکز مبتنی بر مسئله دارای چندین مزیت است. حضور دانشجویان ، اعضای هیئت علمی و فارغ التحصیلان در کنارهم برای انجام مأموریتی که با ارزش ها و ایده های آنها مطابقت دارد ، بسیار برای این تیم انرژی بخش است . این موضوع تیم های فعال را تشویق می کند که از نقاط قوت منحصر به فرد تیم خود استفاده کنند. این ارتباط ، جامعه آکادمیک را با دنیای خارج و بازار ارتباط می دهد زیرا بدون تعامل با محیطی که با آن آشنا نیستیم ، نمی توانیم با مشکلات پیچیده ی آن محیط روبرو شویم و به اعتقاد ما این ارتباط ، دانشجویان را با بازار کار بیشتر آشنا می کند. در دانشگاه های مختلف ، تمرکز بر روی مشکلات بزرگ باعث نشاط و انرژی جدیدی شده است زیرا دانشگاهیان و دانشجویان ، به دلیل اهمیت کار ، از منطقه امن خود خارج میشوند تا روابط حرفه ای جدیدی را در داخل و خارج از جامعه دانشگاهی ایجاد کنند. انتخاب مشكلاتي كه بايد برطرف شوند بخش مهمي از اين فرآيند است. این مسئله جای بحث زیادی خواهد داشت و در نهایت ، بهترین گزینه ها ، انتخاب هایی خواهند بود که مزایای آموزشی و تجربی بیشتری نسبت به دیگر گزینه ها را برای دانشجو یا دانشگاه را داشته باشند و بر این اساس گزینه ها اولیت بندی می شوند.

Bringing Balance To The Entrepreneurship Ecosystem In MENA

جهان هم برای نوآوری و هم برای اجرا آن ارزش زیادی قائل است این مسئله در شرکت هایی که در زمینه های مختلف نوآوری بیشتری دارند کاملا آشکار است. با از بین رفتن و یا کمرنگ شدن بخش های بزرگ تحقیقاتی شرکت ها و محدودیت های عملی موسسات تحقیقاتی دولتی ، دانشگاه های تحقیقاتی به طور چشمگیری مورد توجه قرار میگیرند تا به منابع اصلی انواع نوآوری های اجتماعی تبدیل شوند. دانشگاه های  کارآفرین از این چالش بسیار استقبال می کنند. همانطور که پیتر دراکر ، مفسر مشهور این موضوع یک بار گفت: “کارآفرینان نوآوری می کنند و این در DNA آنهاست”. وقتی یک دانشگاه تحقیقاتی از یک ذهنیت کارآفرین استقبال می کند ، نوآوری در آن دانشگاه یک قاعده می شود و استثنایی هم ندارد. طی صحبت هایی که با همکاران در سراسر جهان و همچنین خودمان داشته ایم ، یک مسئله مشترک ما را تحت تأثیر قرار داده که چگونه بسیاری از دانشگاه ها که قبلاً بسیار در زمینه نوآوری و خلاقیت پیشرو بوده و با وجود اینکه بسیار مبتکرانه و نوآورانه در حوزه های مختلف فعالیت می کرده اند ، از بین رفته اند. بعد از جلسات متعدد به این نتیجه رسیدیم که نوآوری بدون اجرا هیچ تأثیری ندارد و بسیاری جوامع دانشگاهی با مسدود کردن و مقابله با تبدیل شدن دانشگاه به یک محیط نوآورانه به واقعیت ، نشان دادند که با این مسئله راحت نیستند. فرهنگ یک دانشگاه کارآفرین این است که از اجرای ایده های نوآورانه و فرایند های همراه آن استقبال کند و حتی برای آن جشن بگیرد. از تحقیقات و پژوهش در حوزه های مرتبط  استقبال می کند ، برای بهبود مستمر تلاش می کند و می فهمد که اصلاحات ظاهرا جزئی در دوره می تواند منجر به نوآوری با تأثیر بالا شود. این کارآفرین در تقاطع نوآوری و اجرا پیشرفت می کند و ما معتقدیم که توجه به این فضا بیشترین بازدهی را برای جوامع دانشگاهی در پی خواهد داشت.

OLCreate: Mentoring Matters Mentoring Matters

دانشگاه کار آفرین فرهنگ را مقدم بر ساختار قرار می دهد. وقتی موسسه ای متعهد به حل مشکلات مهم اجتماعی می شود ، بدلیل داشتن وظیفه سنگین ، برای رفع نگرانی های ایجاد شده توسط این مسئولیت ، فعالیت های مثبتی بصورت تیمی انجام میدهد. اما در صورت عدم تلاش هماهنگ ، دانشگاههای تحقیقاتی مانند سایر موسسات بزرگ ، در اولویت های آنها تغییری ایجاد میشود که مسائل سازمانی و فردی مقدم بر حل مشکلات مهم و سطح بالا قرار می گیرد. دانشگاه کارآفرین با تمرکز بر فرهنگ کارآفرینی و پیروی از این ساختار پیشاپیش خیلی از مشکلات را برطرف می کند و زمان کمتری برای توسعه برنامه ها ، موسسات و ادارات جدید صرف می شود. زمان بیشتری صرف توسعه محیطی می شود که در حل مسئله رشد کند ، ریسک پذیری را جشن بگیرد و شکست خاصی را به عنوان یک جز ضروری از فرایند یادگیری و تجربه می پذیرد. فرهنگی که روی مشکلات بزرگ متمرکز است بی تاب است کارهای زیادی را انجام دهد و.

این مسئله مشارکت بین دانشگاهیان و کارآفرینان را بیشتر می کند. مشارکت بین دانشگاهیان و کارآفرینان می تواند نتایج چشمگیری ایجاد کند که اغلب از خوش بینانه ترین انتظارات فراتر می رود. در واقع ، بسیاری از برجسته ترین دانشگاه های تحقیقاتی ما توسط چنین تیم هایی تأسیس شده اند. طبق تجربه ، برنامه های درسی تهیه شده و تدریس شده توسط چنین تیم هایی بسیار برتر از برنامه های ایجاد شده توسط دیگر گروه ها و تیم ها بوده است. به همین ترتیب ، تقریباً هر ابتکار اصلی دانشگاهی که به آن اشاره می کنیم ، دانشگاهیان و کارآفرینان را با هم همکار می کند. مانند : بلومبرگ که با دانشگاهیان در جان هاپکینز در یک کمپین ضد سیگار در سراسر جهان فعالت می کند ، پیر و پام اولمدیار با لری باکو در دانشگاه Tufts که در زمینه کسب و کار های خرد کار می کنند ، چنین مشارکت هایی سابقه چشمگیری ایجاد میکنند. این بدان معنا نیست که دانشگاهیان قادر به طراحی و ایجاد بنگاههای اقتصادی مهم نیستند بلکه به این معنی است که وقتی ذهنیت کارآفرین به این ترکیب تزریق می شود ، میتواند تأثیرات بسیار چشمگیری به همراه داشته باشد.

مقاله مرتبط : چرا بزرگترین برندها هنوز هم تبلیغات می‌کنند؟

پست های مرتبط

ارسال دیدگاه برای %s