توسعه برند چیست و انواع آن، 13 مثال از موفقیت و عدم موفقیت در توسعه برند

هیلی استاینفلد عمدتاً به‌خاطر توانایی‌های بازیگری ‌اش شناخته می‌شود، اما مهارت‌های خوانندگی او نیز اعتبار بیشتری به عنوان یک هنرمند به او می‌ بخشد و برند او را به طیف وسیع‌ تری از مخاطبان و طرفداران گسترش می‌دهد ! درست مانند ورود او به دنیای موسیقی، شرکت‌ها معمولاً برند خود را توسعه می‌دهند تا محصولات جدیدی را در صنایعی که هیچ سهم بازاری در آن ندارند، ایجاد کنند.

این اقدامات که به‌عنوان توسعه برند شناخته می‌شوند، به شرکت‌ها این امکان را می‌دهند که از آگاهی و اعتبار برند خود بهره ‌برداری کنند تا جریان‌های درآمدی بیشتری ایجاد کنند.

در این مقاله، شما با مفهوم توسعه برند آشنا خواهید شد و نمونه‌هایی از ایده‌های گسترش برند را مشاهده خواهید کرد که می‌تواند الهام‌بخش شما باشد.

توسعه برند چیست؟

توسعه برند یک استراتژی بازاریابی است که در آن یک شرکت از نام یا هویت برند شناخته‌شده خود برای معرفی محصولات یا دسته‌های جدید محصولات به بازار استفاده می‌کند. این استراتژی زمانی بیشترین کارایی را دارد که محصول جدید با دسته‌بندی اصلی برند ارتباط نزدیک و منطقی داشته باشد و از سوی دیگر، بازار هدف نیز خواهان آن باشد.

شرکت‌های بسیاری از استراتژی توسعه برند بهره می‌برند، زیرا این روش به آن‌ها این امکان را می‌دهد که از شهرت و اعتبار برند اصلی خود استفاده کنند و به دموگرافی‌های جدید دست یابند، ضمن اینکه کانال‌های فروش جدیدی را نیز ایجاد کنند.

یکی از شرکت‌هایی که در استفاده از توسعه برند موفق عمل کرده، اپل است.

اگرچه اپل در ابتدا به‌عنوان یک شرکت فناوری و تولیدکننده کامپیوترهای شخصی (مک) آغاز به کار کرد، اما به‌سرعت خط تولید خود را به گسترش دسته‌بندی‌های مختلفی از جمله پخش‌کننده‌های موسیقی (آی‌پاد)، دستگاه‌های تلفن همراه (آیفون) و لوازم جانبی فناوری (اپل واچ و ایرپاد) گسترش داد. اگرچه این محصولات جدید تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند، اما توسعه برند موفق بوده است، زیرا اپل مسیر خود را از محصول اصلی برند خود چندان دور نکرده است.

در عوض، این شرکت با استفاده از نام برند خود توانست وارد بازارهای جدید شود و به موفقیت دست یابد.

انواع توسعه برند

بسته به نوع مشتریان هدف و اهدافی که برند شما دارد، انتخاب استراتژی توسعه برند مناسب می‌تواند تأثیر زیادی در موفقیت شرکت شما داشته باشد. در اینجا پنج استراتژی متفاوت توسعه برند آورده شده است که ممکن است برای شما مفید باشد:

1. توسعه خط محصول  (Line Extension)

توسعه خط محصول زمانی اتفاق می‌افتد که یک برند شناخته‌شده، یک خط تولید جدید را در دسته‌بندی‌ای راه‌اندازی می‌کند که مشتریان آن برند قبلاً با آن آشنا هستند. در این نوع توسعه، برند نیازی به ایجاد دسته‌بندی‌های جدید ندارد.

مثال بارز این نوع توسعه، زمانی است که شرکت‌های نوشیدنی، طعم‌های جدیدی را به مجموعه نوشیدنی‌های خود اضافه می‌کنند. سایر مثال‌ها می‌توانند شامل معرفی رایحه‌های جدید، اندازه‌ها یا رنگ‌های متفاوت در محصولات موجود باشند.

2. توسعه محصول مکمل  (Complementary Product Extension)

توسعه محصول مکمل نوع دیگری از توسعه برند است که در آن یک برند معتبر، محصولات جدیدی را طراحی می‌کند که مکمل محصولات اصلی برند باشند.

برای مثال، برند نایک که یک برند ورزشی شناخته‌شده است، محصولات مختلفی نظیر تجهیزات ورزشی، لباس‌های ورزشی و سایر ملزومات مرتبط را تولید می‌کند که همگی مکمل یکدیگر هستند. همچنین، شرکت‌های تولیدکننده خمیر دندان با معرفی مسواک‌ها و سایر محصولات مراقبت از دهان، توسعه برند خود را گسترش داده‌اند.

3. توسعه پایگاه مشتریان  (Customer Base Extension)

در این نوع توسعه برند، شرکت‌ها برای دسترسی به گروه‌های مختلف مشتریان، دسته‌بندی‌های جدیدی از محصولات را معرفی می‌کنند.

مثال عالی در این زمینه پامپرز از شرکت پروکتر اند گمبل (P&G) است. اگرچه این شرکت در صنایع مختلف فعال است، اما خط تولید پامپرز به‌طور خاص روی تولید محصولات مراقبت از نوزادان همچون پوشک و دستمال مرطوب متمرکز است.

4. توسعه اعتبار شرکت  (Company Authority Extension)

برندهایی که در حوزه خود از اعتبار بالایی برخوردارند، می‌توانند از این اعتبار برای معرفی محصولات جدید در دسته‌بندی‌های مرتبط استفاده کنند.

برای مثال، سامسونگ به‌عنوان یک برند قدرتمند در عرصه فناوری، توانسته با استفاده از شهرت خود در زمینه تولید تلفن‌های همراه، وارد سایر بخش‌ها مانند لوازم خانگی، تلویزیون و دستگاه‌های تهویه هوا شود و در این بخش‌ها نیز موفق عمل کند.

5. توسعه سبک زندگی برند  (Brand Lifestyle Extension)

ممکن است تصور کنید که یک شرکت انرژی که تکیلا می‌فروشد، نمی‌تواند موفق باشد، اما تسلا این کار را با موفقیت انجام داد و در عرض چند ساعت محصول خود را به فروش رساند. این موفقیت عمدتاً به‌دلیل شخصیت و سبک زندگی خاص ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا بود.

البته، تسلا تنها شرکتی نیست که از سبک زندگی یک سلبریتی برای گسترش برند خود استفاده کرده است. نمونه دیگری از این دست فنتی است، برندی که تحت مالکیت LVMH قرار دارد و با ریهانا ارتباط نزدیکی دارد.

توسعه برند و شاخص‌های سلامت برند

قبل از اینکه به فکر گسترش برند خود بیافتید، مهم است که مطمئن شوید نسخه فعلی برند شما در سلامت کامل است.

 این یعنی چه؟ سلامت برند به توانایی برند در ارائه ارزش پیشنهادی و وعده‌اش اشاره دارد.

 قبل از اینکه شروع به معرفی محصول یا خدمت جدیدی کنید، مطمئن شوید که مشتریان از خدمات و محصولات فعلی شما راضی و خوشحال هستند.

در ادامه، به مواردی خواهیم پرداخت که برای ارزیابی سلامت برند باید بررسی کنید.

پیگیری سلامت برند

برای تشخیص سلامت برند، تنها یک معیار وجود ندارد.

در واقع، شما باید مجموعه‌ ای از معیارها را بررسی کنید تا تصویری دقیق از وضعیت برند خود بدست آورید.

در اینجا چند معیار که باید به‌ طور مرتب آن‌ها را پیگیری کنید آورده شده که به شما کمک می‌کنند سلامت برند خود را ارزیابی کنید:

  • امتیاز نِت پروموتور (NPS)
     NPS خود را با ارسال نظرسنجی از مشتریان پیدا کنید و از آن‌ها بپرسید آیا محصول یا خدمت شما را به دوستانشان توصیه می‌کنند یا خیر.
     با مقیاس ۰ (به‌احتمال کم) تا ۱۰ (به‌احتمال زیاد). مشتریانی که امتیاز ۹ یا ۱۰ داده‌اند، به‌عنوان “حامیان” شناخته می‌شوند.
    کسانی که امتیاز ۰ تا ۶ داده‌اند، “منتقد” هستند و کسانی که امتیاز ۷ تا ۸ داده‌اند به‌عنوان “غیرفعال” شناخته می‌شوند.

  • امتیاز رضایت مشتری: مشابه NPS، امتیاز رضایت مشتری نیز یک سوال نظرسنجی است.
    این سوال از مشتریان می‌پرسد که میزان رضایتشان از خدمت شما چقدر است، با مقیاس ۱ (بسیار ناراضی) تا ۵ (بسیار راضی).

  • یادآوری برند  (Brand Recall):  یادآوری برند برای اندازه‌ گیری آگاهی از برند استفاده می‌شود.
    سوال نظرسنجی می‌تواند شبیه به این باشد: “وقتی به [محصول] فکر می‌کنید، کدام شرکت یا برند به ذهن شما می‌آید؟”

  • اشتراک گذاری برند  (Share of Voice) : سهم از صدا به شما این امکان را می‌دهد که آگاهی از برند خود را در کانال‌های مختلف بازاریابی با رقبایتان مقایسه کنید.

  •  Intent  خرید (Purchase Intent):
    این سوال را  از مشتریان می ‌پرسد که چقدر احتمال دارد برند شما را خریداری کنند، با مقیاس از “کمترین احتمال” تا “بیشترین احتمال”.
    برای یافتن امتیاز، تعداد مشتریانی که پاسخ “بسیار احتمال دارد” را داده‌اند جمع کرده و این عدد را بر تعداد کل پاسخ‌ دهندگان تقسیم می‌کنید.

این معیارها به‌ طور کلی برای ارزیابی سلامت برند کلیدی هستند. با استفاده از آن‌ها می‌توانید موارد زیر را رصد  کنید:

1. آگاهی از برند

نظرسنجی‌ها به شما کمک می ‌کنند تا هم آگاهی از برند و هم درک مشتریان از برندتان را رصد کنید.

ابزارهایی مانند SurveyMonkey  می ‌توانند انجام نظرسنجی‌ها را ساده کنند و به تیم شما این امکان را بدهند که دیدگاه‌های مشتریان خود را به‌ طور مؤثری جمع ‌آوری کنید.

2. وفاداری به برند

با استفاده از NPS و امتیاز رضایت مشتری، می‌توانید میزان وفاداری مشتریان به برند خود را بسنجید.

 اگر مشتریان شما محصول یا خدمت شما را به دوستانشان توصیه نمی ‌کنند، این نشانه ‌ای است که برند شما به اعتمادسازی بیشتری نیاز دارد و باید ارزش پیشنهادی خود را به ‌طور کامل به آن‌ها ارائه دهید.

3.  رصد  شبکه‌های اجتماعی

این شاید کمی عجیب به نظر برسد، اما در این مورد خاص، گوش دادن به شبکه‌ های اجتماعی در واقع به نفع شماست.

 در این حالت، نظارت بر کانال‌های اجتماعی برند خود برای دریافت بازخورد مستقیم و ذکر برند شما، به شما این امکان را می‌دهد که دقیقاً متوجه شوید مشتریان چه نظری درباره برند شما دارند.

 از ابزارهای رصد کردن شبکه‌های اجتماعی برای جمع ‌آوری بازخورد مشتریان و یا پاسخ‌ دهی به افرادی که شما را تگ کرده‌اند استفاده کنید.

 هرچه بیشتر درباره مشتریان خود یاد بگیرید، بهتر می ‌توانید به آن‌ها خدمات بدهید.

4. اهداف پیام ‌رسانی  (Messaging Targets)

استفاده از معیارهای ذکر شده اطمینان می‌ دهد که استراتژی بازاریابی شما با گروه‌های هدف تطابق دارد.

مشتریان شما نقاط درد و نیازهای مختلفی دارند و در مراحل متفاوتی از سفر خرید خود هستند.

 از این رو، پیام ‌رسانی شما نباید برای همه یکسان باشد.

شما باید مطمئن شوید که تلاش‌های بازاریابی شما در زمان مناسب، به مشتریان درست بر وضعیت خاص آن‌ها متمرکز باشد.

به عنوان مثال، شما می ‌توانید مشتریان را بر اساس صفحاتی که قبلاً از آن‌ها بازدید کرده‌اند گروه‌ بندی کنید و ایمیلی برای تبلیغ همان محصول خاص ارسال کنید.

اگر پیام‌های شما با گروه مشتریان مناسب همخوانی نداشته باشد، ممکن است تجربه مشتری ضعیفی ایجاد کرده و تلاش‌های شما برای توسعه برند را تحت تأثیر قرار دهد.

ارتباط تجربه مشتری با سلامت برند

به یاد داشته باشید که تجربه مشتری و سلامت برند به‌ طور مستقیم با یکدیگر مرتبط هستند.

بدون اطمینان از سلامت هر دو، نمی‌توانید به‌ طور موفقیت‌آمیز توسعه برند خود را انجام دهید.

موفق‌ ترین توسعه‌ های برند، آن‌هایی هستند که پیوند عمیقی با هویت اصلی برند یا محصول شاخص آن دارند.

 چنین توسعه‌هایی نه ‌تنها تداعیات برند و کیفیت ادراک ‌شده آن را حفظ می‌کنند، بلکه از سرمایه‌ی اعتماد مشتریان نیز بهره‌مند می‌شوند و ورود به بازارهای جدید را برای برند تسهیل می‌کنند.

برای مثال، برند Gerber  که در زمینه‌ی تغذیه‌ ی نوزادان شناخته شده است، با عرضه‌ی لباس‌های نوزادی، توسعه‌ای منطقی و همسو با هویت خود ایجاد کرد.

یا Dole  که به‌عنوان تولیدکننده‌ی میوه‌های تازه شناخته می‌شود، با معرفی بستنی‌های میوه‌ای توانست بدون ایجاد ناهماهنگی در برند، خط تولید جدیدی راه‌اندازی کند.

چنین توسعه‌هایی به ‌واسطه ‌ی همخوانی با تصویر ذهنی مشتریان، باعث پذیرش سریع و موفقیت در بازار می‌شوند.

در مقابل، برخی برندها با ورود به حوزه‌هایی که هیچ ارتباط معناداری با هویت اصلی‌شان ندارند، نه‌تنها در جلب اعتماد مشتریان ناکام می‌مانند، بلکه به جایگاه برند خود نیز آسیب می‌زنند.

نمونه‌ی بارز این اشتباه، تلاش برند  Zippo  برای تولید عطر زنانه بود.

Zippo  که سال‌ها با تولید فندک‌های مقاوم و تداعی سبک زندگی ماجراجویانه و مردانه شناخته شده بود، با عرضه ‌ی عطری زنانه، نه ‌تنها نتوانست پذیرش بازار را کسب کند، بلکه تداعیات برند خود را نیز دچار آشفتگی کرد.

بنابراین، موفقیت در توسعه‌ ی برند تنها زمانی امکان‌پذیر است که محصولات جدید در امتداد ارزش‌های اصلی برند قرار بگیرند، انتظارات مشتریان را برآورده کنند و تداعیات مثبت برند را تقویت کنند.

در غیر این صورت، توسعه‌ی برند نه‌تنها بی‌اثر، بلکه برای هویت برند مخرب خواهد بود.

نمونه هایی از توسعه برند


1. غلات Reese’s Puffs
2. لوازم آشپزخانه Food Network
3. تیغ و لوازم اصلاح Gillette
4. مسواک کلگیت
5. شخصیت های اکشن جنگ ستارگان
6. ماشین چمن زنی هوندا
7. قرص های ویتامین C Sunkist
8. سیب زمینی له شده فوری کادبری
9. پوشاک Tailored Classics از Levi’s
10. پاپ کورن مایکروویوی منجمد Pillsbury
11. لباس بیرونی سامسونیت
12. اسپری خوشبو کننده زیر بغل Arm & Hammer
13. غذاهای داخلی آشپزخانه کلگیت

نمونه های خوب محصولات اضافه شده به برندها

1. غلات Reese’s Puffs

Reese's Brand Extension -- Cereal

 

Reese’s  که به‌عنوان یکی از محبوب‌ترین برندهای شکلاتی، به دلیل ترکیب منحصر‌به‌فرد شکلات و کره بادام‌زمینی شناخته می‌شود، در دهه‌ی ۹۰ میلادی با ورود به بازار غلات صبحانه، محصول Reese’s Puffs  را معرفی کرد.

چرا موفق بود؟
Reese’s  با حفظ طعم نمادین خود، توانست محصولی را ارائه دهد که هم برای کودکان جذاب باشد و هم برای والدین، به‌عنوان یک صبحانه‌ی مقبول تلقی شود.

علاوه بر این، زمان ورود این محصول، با روند رو‌به‌ رشد محبوبیت غلات صبحانه‌ی شکلاتی همسو بود.

 طبق داده‌های Statista، بیش از ۶ میلیون نفر در هفته از این غلات صبحانه مصرف می‌کنند.

2. وسایل آشپزخانه Food Network

Food Network، شبکه‌ ی تلویزیونی محبوب در حوزه‌ی آشپزی، با درک علاقه‌ی عمیق مخاطبانش به پخت ‌و پز، خط تولید لوازم آشپزخانه‌ی اختصاصی خود را در همکاری با Kohl’s Corporation  راه‌اندازی کرد.

چرا موفق بود؟
این گسترش کاملاً منطبق بر ماهیت برند بود؛ چراکه مخاطبانی که برنامه‌های آشپزی را تماشا می‌کردند، به ابزارهای باکیفیت آشپزی نیز علاقه داشتند. این تطابق، باعث افزایش اعتماد مشتریان و فروش گسترده‌ی محصولات شد.

3. تیغ و لوازم اصلاح Gillette

Gillette  که به تولید تیغ‌های اصلاح شهرت دارد، با معرفی محصولاتی مانند ژل و فوم اصلاح، دامنه‌ ی محصولات خود را گسترش داد.

چرا موفق بود؟
این اقدام، نوعی توسعه‌ی طبیعی و منطقی محصول محسوب می ‌شد، چراکه فوم و ژل اصلاح به‌عنوان محصولاتی مکمل، به‌ صورت روزمره توسط مشتریان استفاده می‌شدند.

علاوه بر این، خرید محصولات اصلاح از یک برند واحد، حس اطمینان بیشتری به مشتریان می‌بخشید.

4. شخصیت های اکشن جنگ ستارگان

در سال ۱۹۷۷، پس از اکران اولین فیلم Star Wars، این برند با تولید فیگورهای اکشن شخصیت‌های فیلم، نسل جدیدی از مخاطبان را جذب کرد.

چرا موفق بود؟
این گسترش نه‌تنها سودآور بود، بلکه موجب ایجاد تعامل احساسی عمیق ‌تر بین طرفداران و دنیای Star Wars شد. این استراتژی، باعث افزایش ماندگاری برند در ذهن مخاطبان شد و به رشد و گسترش فرنچایز کمک کرد.

5. مسواک Colgate

برند Colgate  که در صنعت بهداشت دهان و دندان جایگاه محکمی دارد، با عرضه‌ی مسواک‌های اختصاصی خود، زنجیره‌ی محصولاتش را تکمیل کرد.

چرا موفق بود؟
این توسعه، کاملاً همسو با ماهیت برند بود، زیرا مصرف‌کنندگان به‌طور طبیعی ترجیح می‌دهند که خمیردندان و مسواک خود را از یک برند معتبر خریداری کنند.

6. ماشین چمن زنی هوندا

Honda  که به تولید خودرو و موتورسیکلت شهرت دارد، در سال ۱۹۷۸ وارد بازار ماشین‌های چمن ‌زنی شد.

چرا موفق بود؟
این برند از تخصص خود در تولید موتورهای کوچک و کم ‌مصرف بهره برد و توانست محصولاتی باکیفیت و قابل‌اعتماد تولید کند.

امروزه، Honda یکی از ۷ برند برتر این صنعت محسوب می‌شود.

7. قرص های ویتامین C Sunkist

Sunkist  که نامش با آب ‌پرتقال گره خورده، با تولید قرص‌های ویتامین  C، از تداعی مثبت سلامت ‌بخش بودن پرتقال استفاده کرد.

چرا موفق بود؟
پرتقال یکی از منابع طبیعی ویتامین C است، بنابراین این توسعه، به‌ صورت کاملاً طبیعی در ذهن مصرف‌ کنندگان پذیرفته شد.

نمونه های ناموفق از محصولات اضافه شده به برند

هر محصول اضافه شده تجاری نمی تواند مورد توجه قرار گیرد.

در اینجا چند نمونه از برندهایی که اشتباهات توسعه برند را مرتکب شده اند و درسی که می توانید از آنها بیاموزید، آورده شده است.

8. سیب زمینی پوره فوری Cadbury

برند Cadbury  که به شکلات‌های لوکس و باکیفیت شهرت داشت، در دهه‌ی ۱۹۸۰ اقدام به عرضه ‌ی پوره‌ی سیب ‌زمینی فوری Smash  کرد.

مشکل چه بود؟
این تصمیم، باعث شد تصویری کم ‌کیفیت و غیرلوکس از Cadbury در ذهن مشتریان شکل بگیرد.

 در نتیجه، برند مجبور شد از بازار غذاهای آماده خارج شود.

9. پوشاک Tailored Classics از Levi’s

 برند Levi’s  که به‌ عنوان تولید کننده‌ی لباس‌های جین راحت و غیررسمی شناخته می‌شود، در دهه‌ی ۱۹۸۰ اقدام به راه‌اندازی خط تولید کت‌وشلوارهای رسمی کرد.

مشکل چه بود؟
  Levi’s برندی بود که هویت آن بر اساس راحتی و لباس‌های روزمره شکل گرفته بود.

عرضه‌ی کت‌  وشلوار رسمی، باعث ناسازگاری هویتی برند شد و استقبال چندانی از این محصول صورت نگرفت.

10. پاپ کورن مایکروویوی یخ زده Pillsbury

اگرچه Pillsbury  به‌عنوان برندی شناخته ‌شده در صنعت مواد غذایی، اعتبار دارد، اما پاپ‌ کورن منجمد مایکروویوی آن نتوانست در برابر برندهای بزرگی چون Orville Redenbacher  و Pop Secret  از General Mills  رقابت کند.

دلیل اصلی این شکست، استراتژی ضعیف موقعیت‌ سازی محصول به‌عنوان «منجمد برای حفظ تازگی» بود.


این مزیت نتواست ارزش واقعی برای مصرف‌ کنندگان ایجاد کند.


در واقع، نگهداری پاپ‌کورن در فریزر ممکن است راحت به نظر برسد، اما طعم بهتر پاپ‌کورن‌های رقبای اصلی جذاب ‌تر و مهم‌ تر از این «راحتی» بود.

چه اشتباهی رخ داد؟
پاپ ‌کورن منجمد نتواست از نظر طعم و کیفیت با رقبای خود رقابت کند، و این موضوع برای مصرف ‌کنندگان اهمیت بیشتری داشت.

11. لباس بیرونی سامسونیت

Samsonite  به‌خاطر تولید چمدان‌ها و کیف‌های لوکس شناخته می‌شود، اما این برند تصمیم گرفت گام به دنیای پوشاک بگذارد.

 اگرچه پوشاک این برند جذاب ‌تر از برندهایی چون Levi’s Tailored Classics  به نظر می ‌رسید، اما همچنان با یک مشکل اساسی مواجه بود: گسترش برند با هویت اصلی آن هم‌ خوانی نداشت.

چه اشتباهی رخ داد؟
این برند نتواست ویژگی‌های خاص و شهرت خود در صنعت چمدان‌ سازی را به بازار پوشاک منتقل کند.

12. اسپری دئودورانت زیر بغل Arm & Hammer


Arm & Hammer  که با محصولات خنثی‌ کننده بوی بد مانند جوش ‌شیرین شناخته می‌ شود، در گسترش برند خود به محصولات دیگر از جمله پودر لباسشویی و خوشبوکننده‌های فرش موفق بوده است.

 اما اسپری ضدعرق نتواست به همان اندازه موفق باشد.
دلیل این موضوع، ترکیب یک ماده مؤثر از محصولات تمیزکننده با یک محصول حساس برای پوست بود.
مردم ترجیح نمی‌دهند از محصولی که برای تمیز کردن خانه استفاده می ‌شود، برای مراقبت از بدنشان بهره ببرند.

چه اشتباهی رخ داد؟
در حالی که Arm & Hammer  در زمینه محصولات تمیزکننده شهرت دارد، مصرف‌ کنندگان نتواستند این برند را در زمینه محصولات مراقبت از بدن بپذیرند.

13. غذاهای داخلی آشپزخانه کلگیت

برند Colgate  که به‌خاطر محصولات مراقبت از دهان و دندان شناخته می‌شود، تلاش کرد وارد بازار مواد غذایی شود و خط تولید غذای منجمد را معرفی کرد.


این تصمیم به‌ ویژه به‌ دلیل تضاد واضح آن با هویت اصلی برند در زمینه بهداشت دهان و دندان شکست خورد.


مشتریان Colgate  به‌طور طبیعی این برند را با دندان‌شویی و مراقبت‌های بهداشتی مرتبط می‌بینند. به همین دلیل، تغییر جهت به سمت بازار غذاها برای آنها منطقی نبود.

چطور برند خود را به ‌درستی گسترش دهیم؟

گسترش برند مزایای زیادی دارد، اما باید بدانید که این فرآیند چالش‌هایی نیز به همراه دارد.


پیش از هرگونه اقدام برای گسترش برند، لازم است از هم‌ راستایی آن با خواسته‌های مخاطبان هدف اطمینان حاصل کنید.


پاسخ به چند سوال می‌تواند شما را در این مسیر راهنمایی کند:

آیا از نظر منطقی گسترش برند به محصول جدید به نفع مشتریان من است؟


چه ارزشی برای مشتریان از این گسترش برند وجود دارد؟


آیا تحقیقات کافی انجام داده‌ام تا بدانم این گسترش برند چه تأثیری بر برند اصلی من خواهد گذاشت؟

با پاسخ به این سوالات، می‌توانید استراتژی‌های مؤثر برای گسترش برند خود را طراحی کنید.

منبع: سایت هاب اسپات، hubspot.com

نوشته Clifford Chi

پست های مرتبط

ارسال دیدگاه برای %s