بیژن فرصت یاب بزرگ طبقات مرفه، متولد سال ۱۹۴۴ در تهران که در سوئیس، ایتالیا و سپس آمریکا تحصیل کرد از یک خانواده ی پول دار که به قول خودش فرهنگ پولسازی و پول آفرینی در آن خانواده نهادینه شده بود ، به دنیا آمد. و به جایی رسید که برنده ی جوایز برترین های جهان در عرصه ی عطر و ادکلن و مد و لباس برای طبقات مرفه شد.

در این مقاله می خواهیم به چند عامل از عوامل موفقیت بیژن که بزرگترین و ثروتمندترین شرکت عطر سازی دنیا را بنیان گذاشت بپردازیم.

تورستن وبلن

وبلن جامعه شناس، اقتصاددان ومنتقد اجتماعی آمریکا می گوید: درک هر دانشمندی از دنیای پیرامون خود به جهت گیری و زمینه ی فلسفی و ذهنی او بستگی دارد. وبلن می گوید افراد از دو راه می توانند موقعیت مالی و پولی خود را نشان دهند:

الف) اوقات فراغت تظاهری: که مختص شرایطی است که افراد همدیگر را بهتر می شناسند.

ب) مصرف تظاهری: و این شرایط مربوط به شهر های بزرگ است که افراد شناخت کامل و دقیقی از هم ندارند.

خودشناسی دقیق

بیژن پاکزاد شناخت دقیقی از خویش داشت و جوهره ی وجودی خویش را درک کرده بود، او به این پی برده بود که فردی با قدرت ارتباط بالا با انسان های معروف است و دراین مسیر گام برداشت. او انسانی برون گرا، فعال و از تیپ های حرکتی بود.

دانایی

بیژن فقط به ذات و جوهره ی خویش بسنده نکرد بلکه با تحصیل در رشته های فنی موردنیاز کسب و کار خویش نظیر شیمی و سپس تحصیل در رشته ی بازاریابی برای پی بردن به رمز و راز شناسایی، معرفی و کسب رضایت در طبقه مخاطبان هدف خویش در راستای عالم بودن خود گام های محکمی برداشت. اوهیچگاه از یادگیری دست بر نداشت و فقط به تحصیلات آکادمیک اکتفا نکرد و یادگیری او از دانشگاه بازار، دائمی بود.

خانواده

بیژن اذعان می دارد که از خانواده ای مرفه برخوردار بوده است،اما می گوید بیشتر از آنکه ثروت خانواده در موفقیت من نقش داشته باشد، من از آنها خلاقیت و نوآوری را آموختم و این نشان از درک بالای والدین او از نهادینه کردن نبوغ به معنای دیدن روابط نامشهود بین پدیده ها، در وجود فرزند خویش است. بیژن می گوید من از خانواده، فرهنگ پولسازی و پول آفرینی را آموختم.

اهداف بزرگ

بیژن اهداف بزرگی در سر داشت و به اهداف کوچک و متوسط راضی نبود، او می دانست که راز خوشبختی در کمال طلبی، وفاداری به هدف، سخت کوشی، پشتکار و نهراسیدن از شکست است، به رغم اینکه از جوایز متعددی در عرصه ی بین المللی بهره مند شده بود ولی تا آخرین لحظه دست از آفرینش و پیشرفت بر نداشت.

شم اقتصادی

ذات و جوهره در کنار تحصیل در رشته ی بازاریابی، شم اقتصادی بالایی را در بیژن به وجود آورده بود، او به جایی رسیده که از واژه ی ثروت با احترام یاد می کند و می داند که این سرمایه گذاران هستند که زمینه اشتغال و توسعه یافتگی را سبب می شوند.

خود را دوست داشتن

اگر انسان خودش را دوست نداشته باشد، قطعا نمی تواند دیگران را دوست داشته باشد، در مصاحبه های بیژن حس دوست داشتن خویش که با از خود راضی بودن (به معنای منفی) بسیار متفاوت است را به خوبی می بینیم. بیژن به خوبی می دانست که انسان های از خود راضی (به معنای مثبت) انسان های شادی خواهند بود و این که می توانند دیگران را شاد کنند، او برای اینکه مشتریان شادی داشته باشد، هیچگاه از شادی خود فروگذار نکرد.

تحقیقات بازاریابی

بیژن می گوید وقتی می خواستم عطر مردانه ای بیافرینم که متفاوت باشد، سال های زیادی وقت صرف کردم و با مخاطبان هدف بسیاری مصاحبه کردم و نهایتا موفق شدم که عطری بسازم که جایزه ی اسکار نیویورک را دریافت کند.

پس می بینیم که بیژن حدسیات سازمان نیافته خود را به جای تحقیقات سازمان یافته از بازار نگذاشته است و با تحقیقات بازاریابی ریسک تصمیم گیری خود را به نحو چشمگیری پایین آورده است و توانسته است با تکیه بر تحقیقات بازاریابی محصولاتی متمایز بیافریند.

کیفیت

اهمیت به کیفیت آنقدر در تفکرات بیژن به عنوان اصل، پایه و اساسی در نیاز های مشتریان مهم شده است که یکی از تبلیغات او چنین است:

یکی بود، یکی نبود، در سرزمینی دور جوانی زندگی می کرد که به کیفیت عشق می ورزید. او پارچه های لباس های مشتریانش را با دقت و وسواس زیادی انتخاب می کرد و اول آن را خودش امتحان می کرد و وقتی از همه ابعاد کیفیت آنها مطمئن می شد آنگاه برای مشتریانش اقدام می کرد.

ارتباط با مشتریان

مشتری برای او از اهمیت خاصی برخوردار بود چون می دانست که ولی نعمت اوست. بیژن تک تک مشتریانش را به نام می شناخت و هدف او شناختن مشتری و توقعات او بود. او به تفاوت بین مشتریان خویش احترام می گذاشت و محصولات متناسب با میل و خواست و موقعیت آنها طراحی می کرد. و اگر مشتری می خواست بیژن به منزل یا محل کار او برود این بیژن بود که قبول می کرد.

عشق به کار

انسان های موفق کار نمی کنند که در آمد داشته باشند تا زندگی می کنند، بلکه کار میکنند که زندگی با لذت داشته باشند. بیژن می گوید من به کار کردن در هفت روز هفته نیاز ندارم. اما این کار را انجام می دهم چون به کارم عشق می ورزم.

بازاریابی

بازار هدف اصلی بیژن همان طبقات مرفه بودند که وبلن نظریه ی مصرف نمایشی را برای آنان مطرح می کند، هرچند بیژن پاکزاد برای طبقات متوسط نیز محصولاتی طراحی کرده بود اما تمرکز او بر طبقات مرفه بود او آنها را به خوبی هدف گرفته بود و در راستای رضایت مشتریانش اقدام می کرد. بیژن به معنای واقعی کلمه عالم عامل عاشق بود او هیچگاه از یادگیری دست بر نداشت. او اهل عمل بود و با اینکه در ثروت شناور بود همیشه در اکثر اوقات کار کرد و چنان عاشقانه خلاقیت خویش را به کار می گرفت که محصولات منحصر به فردی می آفرید. او فرصت یاب بزرگی بود که فقط برای پول کار نکرد. او هیچگاه تن پروری و تنبلی را پیشه خود نساخت، بیژن رمز موفقیت خویش را در مطالعه، تامل و شکار فرصت های طلایی می دانست. او عاشق گفت و گو بود و می خواست که همیشه انسانی متفاوت باشد و به کیفیت، زیبایی و سادگی عشق می ورزید.

برای رسیدن به موفقیت باید خود را لایق موفقیت و توانگری بدانید. بیشتر افراد موفق خود را لایق این شرایط می دانند.

ارسال دیدگاه برای %s