چگونه استاد داستان گویی شویم – آموزش استوری تلینگ

تقریباً تمام رهبران جهان داستان نویسان معرکه ای هستند. این یکی از مهمترین مهارت هایی است که می توانید انتخاب کنید ، و برای افراد درونگرایکی از سخت ترین هاست.
درونگراها کار سختی برای گفتن داستان دارند. از نظر طبیعت ، افراد درونگرا دوست ندارند توجه بیش از حد به خود جلب کنند ، بنابراین در گفتن داستان فاقد تمرین هستند.
من همیشه خودم را درونگرا دانسته ام. با این حال ، در ۷ ماه گذشته ، افرادی که من در راه ملاقات کردم هرگز به این حرف من اعتقاد ندارند. بدلیل اینکه من داستان پرداز خوبی شده بودم. نه بهترین ، بلکه به اندازه ای خوب است که مردم شروع به گوش دادن به آنچه من برای گفتن کردم. مانند هر مهارت ، این چیزی است که شما باید با گذشت زمان توسعه دهید.
قبل از اینکه به نکات بپردازیم ، درباره افرادی که با آنها ملاقات کرده اید فکر کنید یا می دانید که در داستان گویی خوب هستند
آنها چه مشترکاتی دارند؟
آنها چگونه رفتار می کنند؟
چه نوع داستانهایی می گویند؟
آنها چگونه داستان را بیان می کنند؟
زبان بدن آنها چگونه است؟
در ماه هایی که در مورد استوری تلینگ تحقیق میکردم، به برخی از مشاهدات رسیدم که به من کمک کرد که در هنر داستان گویی مهارت بیشتری داشته باشم ، و این همان چیزی است که من می خواهم در اینجا با شما به اشتراک بگذارم.
نکات زیر باید به افراد درونگرا کمک کند تا یادگیری داستان را شروع کنند:
به یک داستان خوب که توسط شخص دیگری برای شما گفته شده فکر کنید.
در مورد چی بود؟
احتمالاً این چیزی است که داستان نویس در یک مقطع زمانی تجربه کرده است.
آیا این داستان درباره یک رویداد خوب بود؟
احتمالا نه. در حقیقت ، بسیاری از بهترین داستان ها تجربیات بد هستند ، زیرا آنها تمایل دارند بیشتر واقعه شوند. “رویداد” مهمترین چیز در اینجا است. یک داستان همه چیز درباره وقایع غیر منتظره و نحوه واکنش “بازیگران” به آنها است.
شما لازم نیست کارهای حماسی انجام دهید. بهترین داستانها ساختگی نیستند ، آنها تجربی هستند. هرچه واقعی تر باشند، چیزهای بیشتری را تجربه خواهید کرد و احتمال اینکه با رویدادهای غیر منتظره روبرو شوید بیشتر است.
حتی بسیاری اوقات ، یک داستان عالی درباره چیزی است که شما شاهد آن بوده اید. با دیدن وقایع فاش شده ، شما تصویری واضح تر از آنچه اتفاق افتاده است می توانید با جزئیات و دقت بیشتری به یاد بیاورید.
یکی از کتاب های داستان که در آن به بهترین نحو از ادبیات عالی استفاده شده است ، کتاب یک مرد به مسافرت می رود یا یک غریبه به شهر می آید. ” اثر لئو تولستوی می باشد
خلاصه: از وقایع پیش بینی نشده ای که در اطراف شما اتفاق می افتند ، الهام بگیرید ، بنویسید و آنها را تجسم کنید.
بنابراین اکنون که شاهد یک رویداد جالب بوده اید ، باید افکار خود را به سازماندهی کنید.
کلمات من درونگرایانه هستند و با صحبت کردن با نوشتن به آسانی ابراز نمیشوند. در هنگام نوشتن ، وقت دارم که به چیزهای مختلف و رویداد های اطراف خود فکر کنم و یک یادآوری زنده و جالب را انجام دهم.
با نوشتن رویدادهای اصلی شروع کنید. سپس جزئیات را اضافه کنید. داستان را تا حد ممکن جذاب کنید.
یادداشت کردن آن و تجسم آن در ذهن خود و بازگویی آن برای خود وهمچنین ضبط صدای خود، بسیار بهتر از آن است که جزئیات داستان را به فقط خاطر بسپارید.

سخن نهایی


آیا متوجه شده اید که مردم چگونه داستانهای واقعاً قانع کننده ای را می گویند که در گذشته نه چندان اخیر آنها رخ داده است؟ داستانهای آنها بسیار جذاب است.
“هر چه بیشتر از کار خود دور شوید ، بیشتر در کار خود برجسته می شوید.” – هنری گرین
داستان گویان موفق علاقه مردم را هنگام گفتن داستان مشاهده می کردند و داستان را طی سالهای گذشته تصحیح می کردند ، موارد مختلف را حذف و جزئیات آبدار را در جا های مختلف اضافه می کردند.
داستان پردازی یک مهارت است. هرچه بیشتر این کار را انجام دهید بهتر می توانید به آن دسترسی پیدا کنید. بیشتر داستانهای خوب من از گذشته های دور ناشی می شود ، فقط به این دلیل که من درباره آنها بیشتر نوشتم.
شما می توانید این کار را انجام دهید!

نویسنده : دنی فارست

منبع: Medium.com

ارسال دیدگاه برای %s