با تمام وجود به کار خود بپردازید

همانطور که تمام فکر و ذکر خود را متوجه کسب درآمد بیشتر می کنید به همان میزان نیز باید به مساله فروش و بازاریابی بیندیشید. برای اندیشیدن به این مساله حتی 15 ساعت در روز نیز کافی نیست بلکه تمام روز های سال بدون وقفه باید به مساله فروش بیاندیشید.

امروزه در کار بازرگانی اساسی ترین واژه ای که با کلمه پول مترادف است کلمه ((شوق)) است. دو مفهوم دیگر که در پی خواهند آمد یکی ((استفاده از امکانات)) و دیگری ((اتمام کار)) است. واقعا این سه مفهوم چه نقشی در زندگی کاری ما بازی می کنند؟

((شوق)) من خودم شخصا هر روز با پانزده مشتری ملاقات می کنم که از میان آن ها احتمالا هفت نفر اظهار علاقه برای همکاری می کنند که سرانجام از میان این هفت نفر یکی برای بار دوم مراجعه می کند. در این صورت هفته ای پنج نفر به من مراجعه می کنند که سرانجام با یکی از پنج نفر قرار داد می بندم. پس می بینید که در آخر سال چیزی در حدود پنجاه مورد کاری خواهم داشت.

من روش کاری خود را به این دلیل برایتان می گویم تا بدانید منظور من از ((شوق)) در کار فروش چیست و اینکه آنچه اینجا ذکر می کنم تنها یک نظریه ثبت شده روی کاغذ (شعار) نیست بلکه خود به آنچه می گویم عمل می کنم. اکثر مطالب راجع به فروش و بازاریابی توسط افراد بازنشسته یا آنهایی که کار بازرگانی را کنار گذاشته اند نوشته شده است. اما من بازنشته نیستم.

من جوان تر از آنم که بازنشسته شوم. از کار بازرگانی لذت فراوانی می برم. من یک بازاریاب فعال و حرفه یی هستم. هم زمان با انجام کار بازاریابی مدیریت یکی از آموزشگاه های طراز اول و موفق بازاریابی را در آمریکا به عهده دارم. بخشی از موفقیت ما در امر آموزش مرهون این است که افرادی که برای آموزش به ما رجوع می کنند، به خوبی آگاهند که آنچه را می گویم خود بدان عمل کرده ایم.

برای این که شما نیز در کار فروش و جذب مشتری مثل ما موفق باشید باید زمانی که به کاری اشتغال دارید با تمام وجود، همه ی فکر و ذکر خود را به آن کار معطوف کنید. شما باید به قدری به کار جذب مشتری خود بپردازید که نهایتا بتوانید مشتری را با کالا یا خدمات خود متقاعد و راضی کنید.

باید در کار غرق شوید که گذشت و حتی وقت ناهار یا فکر این که تیم فوتبال مورد علاقه شما برنده است یا بازنده به هیچ وجه توجه تان را جلب نکند، البته نمی گوییم در زندگی جایی برای تفریح باقی نگذارید، همچنان که نمی گویم تفریح و کار را قاطی کنید.

منظور این نیست که آنقدر کار را جدی بگیرید که در سی و هشت سالگی در اثر شدت کار و فعالیت دچار سکته قبلی شوید. بلکه منظور ما علاقه نشان دادن شما بکار است و اینکه بتوانید کار را با هدف موفق شدن دنبال کنید.

البته باید در اینجا ذکر کنم که پشتکار بدون انضباط کاری نتیجه یی جز به هم ریختگی در امور نخواهد داشت. همچنان شما با پشتکار در رسیدن به موفقیت ادامه می دهید. انرژی شما باید با انضباط کاری همراه شود در غیر این صورت نتیجه کار شما آنچه توقع دارید نخواهد بود.

استفاده از امکانات یعنی استفاده از تمام چیز هایی که در اختیار دارید و استفاده از آن ها شانس موفقیت را افزایش می دهد. به عبارت دیگر برای رسیدن به موفقیت بروشور ها و کاتولوگ های شرکت خود را دنبال مطلب بگردید تا هر چه می توانید درباره ی کالای مورد فروش خود بیشتر بیاموزید.

با مدیر فروش خود مکرر جلسه و ملاقات داشته باشید و درباره عملکرد شرکت به گفتگو بیندیشید و از این راه ایده ها و پیشنهادات جدید کسب کنید. مفهوم دیگر اتمام کار یا به عبارت دیگر، انجام کار تا مرحله ی رساندن آن به انتها است. در وهله اول سعی کنید کار را نیمه تمام رها نکنید. اگر تمام کتاب های موجود در مورد فروش و موفقیت در آن را بخوانید باز هم بدون تلاش در اتمام کار فایده یی نخواهید برد.

نگذارید علمی شدن کار شما را فلج کند یکی از خصوصیات کار فروش و بازاریابی حد وسط نداشتن است. یا موفق به فروش می شوید یا خیر. تمام سعی خود را به کار ببرید تا در هنگامی که با مشتریان علاقه مند خود در ارتباط هستید مورد پذیرش و تایید آنها باشید هیچ کاری را چشم بسته انجام ندهید والبته نیازی هم نیست برای هرکاری بیش از حد علمی فکر کنید و برنامه بریزید و نقشه طرح کنید؛ تنها کافیست در پی انجام آن باشید.

ارسال دیدگاه برای %s